رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

وبلاگ آقای نی نی

موتور

آقای نی نی حالا دیگه واسه خودش راه می ره . توی همه کشوها و کمدها و کابینت ها سرک می کشه و البته همه چیزو میریزه بیرون . یا هم می بره می ندازه توی لباس شویی. مثلا همین چند وقت پیش یه لیمو عمانی انداخته بود توی لباس شویی تا شسته بشه . دکمه همه وسایل برقی رو همین طور که توی خونه راه می ره می زنه و درمقابل این کار نمی تونه مقاومت کنه.حالا دیگه می تونه سر قوطی ها رو بذاره و ببنده . می تونه چیزای مختلفو روی هم بچینه والبته نیم ثانیه بعدش خراب کنه و با انگشت اشاره اش درخواستاشو به ما بفهمونه.عاشق موتوره . هرجا گوشه خیابون موتور ببینه اونقدر داد و بیداد راه می ندازه تا سوارش کنن. عکس زیر یه بعداز ظهر گرم تابستونه....تقریبا تمام موتورهای خیابونو سوار...
19 شهريور 1391

آزادی

آزادی تعاریف مختلفی داره. مثلا بعضیها ممکنه آزاد باشند که پوششون رو خودشون انتخاب کنن . به این می گن آزادی...بعضی ها ممکنه حق داشته باشند که حرف دلشونو هر چی که هست بزنن و از پیامدش هم نترسن. این هم می گن آزادی ....بعضی ها هم ممکنه آزاد باشن که ماشینشونو هرجا که عشقشون کشید پارک کنن. وسط کوچه ، پارک سوبل، گوشه میدون و ....به این هم می گن آزادی.....البته می گن جاهایی که اون دو مورد اول رو حق خودشون میدونن اجازه این جور پارک ها رو ندارن!!!!!!خداروشکر ما که هرجا بشه می تونیم پارک کنیم و کلا انسانهای آزادی هستیم.من هم تصمیم گرفتم یه کمی طعم آزادی به نی نی بدم . اون هم خیلی خوب از این آزادیش استفاده کرد.چایی مامانشو که کلی صبر کرده بود ...
16 شهريور 1391

روز تولد تو 20/5/90)

امروز روز تولد توست ...احتمالا این روز یکی از ماندگارترین روزهای دنیا در خاطر ما خواهد بود . جشن تولدتو با کمی تاخیر قراره بگیریم و من برات آرزو می کنم که همیشه سالم و در اوج باشی راستی یه خبر مهم: نی نی راه می ره...هورااااااااااا
4 شهريور 1391

جشن تولد یک بچه شیر

خوب بالاخره جشن تولد یک سالگی بچه شیر ما هم (به قول بابا جون ) انجام شد.مامان و بایای آقای نی نی از مدتها پیش مقدماتو چیده بودن و کلی دکور اتاقو عوض کرده بودن و بادکنک ها به لطف دوستان تزیین شده بود و سفارش غذا و کیک و خریدای متفرقه انجام شده بود تا روز تولد فرا رسید. مامان و بابا دوستاشونو دعوت کرده بودن تا بیان توی تولد این بچه شیر سهیم شادی ما باشن . فکر کنم بجز به مامان و بابا که خیلی بهشون خوش گذشت به نی نی هم خیلی خوش گذشت چون تا 2 نصفه شب قبراق و شنگول واسه خودش راه می رفت و دست می زد و خوشحال بود. مقدمات تزیین اتاق بادکنکای هلیومی رو یه کمی سبک کردیم و یه خرس با مزه بهش وصل کردیم تا توی مهمونی واسه خودش توی هوا معل...
2 شهريور 1391
1